یه آهنگ ، یه نفس ، یه صدائی که خاموش شد
به روزهای پایان کار خستگی هایت نزدیک میشوم و غم رفتنت خاتمهن ندارد
به روز هائی که درد سالهای سخت بی پدری روح مهربانت را عذاب میداد و تو هم با تمام
تمام دلبستگی ها و ارزو هایت کوله بارت را بستی و چه دردناک رهسپار شدی
شاید سالها از رفتنت بگذرد ولی من هر لحظه ب لحظه ی مرگت می اندیشم و درد میکشم
و همیشه از خدا خواسته ام ک ان لحظه اذیت نشده باشی
همیشه با خود فکر میکنم که ان لحظه ی شوم چقدر عذاب کشیدی ، جواد عزیز تاثر من هرگز خاتمه نخواهد داشت
بی تو روزگار میگذرد ولی غم از دست دادنت هرگز از خاطرم محو نمیشود
برچسب:
نویسنده: نوید جعفرینژاد